خداحافظ ..
وایسا ..
چی بود !؟
اونی از گوشه ی چشمم آروم و بی صدا روی صورتم قدم گذاشت !؟
چرا بی صدا ؟ چرا بی دلیل ؟
مگه میشه تو از چشمای یه مرد بباری ؟
مگه تو از خاکستر وجودم چی میدونی که طاقت نیاوردی و فرار کردی ؟
مگه من هنوز زنده ام !؟
مگه تنها شدم که تو از گوشه ی چشمم میای و به ظاهر نا موزونم بوسه میزنی ؟
مگه کسی مهربون تر از تو با من نیست !؟
مگه من ...
اجازه هست این بار واسه همیشه این وبلاگ رو ترک کنم ...
می خوام برم ..
می خوام همه ی دلتنگی هام ماله خودم بشن ،
شایدم کسی باشه تو این دنیا ی کوچولو که بخواد با من و این دلتنگی هام شریک بشه !
همیشه دوستانی هستند که مثل سایه می مونن ..
هیچ وقت ازت جدا نمی شن !!
شما اگه گاهی دلتون تنگ شد و پیش خدا رفتین ، از منم حرفی به میون بیارید !!
به خدا بگید گاهی خیلی دلم براش تنگ میشه :.
خب دیگه خداحافظ ...
خداحافظ دوستان عزیز ..
حرف هایی هست برای گفتن که اگر گوشی نبود، نمی گوییم .
و حرف هایی هست برای نگفتن، حرف هایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آورند
و سرمایه هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد .
" دکتر علی شریعتی "
کفش هایم کو ؟ چه کسی بود صدا زد ...
پازل وجودمو .. تکه های وجودمو .. می چینم کناره هم ، و باز مثل همیشه یه تیکه از وجودم نیست . پازل وجودم همیشه ناقصه !! پازل نقش یه سیب رو داره :. یه سیب سرخ ...
یه جمله ی یادگاری واسم می نویسید ، لطفا" ...؟؟


این پستم خیلی طولانی و خسته کننده است ، اما اگه دوس دارین بخونینش ...
ادامه ی مطلب همین پائینه !!
و ..
همین ..
مردی از جنس ...
ادامه مطلب


